تصور کنید هلیکوپتری که ارتفاعش به اندازه یک ساختمان سهطبقه است، پروانهای ۴۰ متری دارد و صدایش از ۱۳ کیلومتر آنطرفتر شنیده میشود. «جرثقیل پرنده» یا هیوز XH‑17 یکی از عجیبترین و جاهطلبانهترین پروژههای تاریخ هوانوردی بود.
به گزارش همشهریآنلاین، در تاریخ هوانوردی، همیشه پروژههایی وجود داشتهاند که بیش از آنکه موفق باشند، الهامبخش بودهاند. هیوز XH-۱۷، معروف به جرثقیل پرنده، یکی از همان رویاهای بزرگ بود؛ هلیکوپتری عظیم، عجیب و پر سر و صدا که حتی امروز هم دیدنش شبیه تماشای یک افسانهی نیمهتمام است.
دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ دوران جسارت مهندسی بود؛ زمانی که هلیکوپترها هنوز در حال تعریف هویت خود بودند و طراحان بیمحابا ایدههایی را آزمایش میکردند که گاهی بیشتر به داستانهای علمی تخیلی شباهت داشت. بسیاری از این طرحها هرگز از مرز آزمایش عبور نکردند، اما در میان آنها، هیوز XH-۱۷ جایگاهی خاص دارد؛ هلیکوپتری غولآسا که برای حمل بارهای فوقسنگین ساخته شد و رکوردهایی برجا گذاشت که هنوز هم دستنخورده باقی ماندهاند.
جرثقیل به جای هلیکوپتر
براساس گزارش theautopian، هیوز XH-۱۷ در اوایل دهه ۵۰ میلادی به سفارش نیروی هوایی آمریکا طراحی شد؛ هدف، ساخت وسیلهای بود که بتواند تجهیزات سنگین را به نقاطی منتقل کند که هیچ وسیلهی پرندهی دیگری توان رسیدن به آنها را نداشت. ابعاد این هلیکوپتر نفسگیر بود: ارتفاعی معادل یک ساختمان سهطبقه و پروانهای با قطر ۱۳۰ فوت یا نزدیک به ۴۰ متر. این عدد هنوز هم رکورد بزرگترین روتور نصبشده روی یک هلیکوپتر را در اختیار دارد.
اما آنچه XH-۱۷ را واقعا خاص میکرد، نه فقط اندازهاش، بلکه روش پروازش بود. برخلاف هلیکوپترهای متداول که نیروی موتور از طریق گیربکس به پروانه منتقل میشود، این غول آهنی از سیستم «جت در نوک تیغهها» استفاده میکرد. در این طراحی عجیب، هوای فشرده و داغ از داخل تیغهها عبور میکرد و در نوک آنها نیروی رانش ایجاد میشد؛ روشی که نیاز به گیربکس عظیم را حذف میکرد، اما دردسرهای خاص خودش را داشت.
پروژهای که از دل جنگ بیرون آمد
ماجرا به سال ۱۹۴۶ برمیگردد؛ درست بعد از پایان جنگ جهانی دوم. ارتش آمریکا به دنبال هلیکوپتری بود که بتواند محمولههایی با ابعاد بسیار بزرگ و وزنی تا ۴۵۳۵ کیلوگرم را حمل کند. برد پروازی حداقل ۱۶۰ کیلومتر و توان پرواز نیمساعته نیز جزو الزامات بود. ابتدا شرکت Kellett Autogiro مسئول پروژه شد، اما مشکلات مالی آن را از پا انداخت. در نهایت، هوارد هیوز افسانهای با پرداخت ۲۵۰ هزار دلار، پروژه نیمهتمام را خرید و آن را به نام خود ثبت کرد.
وصلهای از هواپیماهای دیگر
برای کنترل هزینهها، XH-۱۷ بیشتر شبیه یک پازل پرنده بود. کابین خلبان از گلایدر Waco CG-۱۵ قرض گرفته شده بود، ارابه فرود جلو از بمبافکن B-۲۵، چرخهای عقب از C-۵۴ و حتی مخزن سوخت هم متعلق به B-۲۹ بود. با این حال، همه اینها در برابر پروانه عظیم دو تیغهای آن به حاشیه میرفتند.
موتورهای توربین گاز جنرال الکتریک J۳۵ که روی بدنه نصب شده بودند، بیشتر نقش کمپرسور هوا را بازی میکردند. هوای داغ با دمای بیش از ۲۰۰ درجه سانتیگراد به نوک تیغهها هدایت میشد؛ تیغههایی که هر کدام به تنهایی ۲۲۷۰ کیلوگرم وزن داشتند و از نظر ابعاد، بیشتر به بال هواپیما شباهت داشتند تا تیغه هلیکوپتر.
هیولایی که از کیلومترها دورتر شنیده میشد
برای افزایش توان، سوخت مستقیما در نوک تیغهها تزریق و مشتعل میشد. نتیجه، قدرتی نزدیک به ۳,۵۰۰ اسببخار بود، اما بهای آن بسیار سنگین تمام شد. صدای انفجارهای پیدرپی در نوک پروانهها آنقدر مهیب بود که تا فاصله ۱۳ کیلومتری شنیده میشد. شکایتهای ساکنان اطراف به جایی رسید که هیوز ناچار شد پاسخگوی اعتراضها باشد؛ جرثقیل پرنده، بیش از حد پر سر و صدا بود.
پروازی که همه را میخکوب کرد
اولین پرواز رسمی در ۲۳ اکتبر ۱۹۵۲ انجام شد. خلبان آزمایش، گیل مور، بعدها گفت پرواز با XH-۱۷ شبیه نشستن روی یک چوب پوگو بود که مدام بالا و پایین میپرد. در روز نمایش عمومی، خود هوارد هیوز هم حضور داشت. شعلههایی که از نوک تیغهها بیرون میزدند و صدایی که لسآنجلس تایمز آن را به «شلیک صدها گلوله توپخانه در آسمان» تشبیه کرد، این پرواز را به یک نمایش فراموشنشدنی تبدیل کرد.
وقتی بزرگی به نقطه ضعف تبدیل شد
با وجود همه جذابیتها، XH-۱۷ عملا شانسی برای ورود به خدمت نداشت. تیغهها تنها ۱۰ ساعت عمر مفید داشتند، برد پروازی به زحمت به نیم ساعت میرسید و صدای وحشتناک آن استفاده عملیاتی را غیرممکن میکرد. در نهایت، در دسامبر ۱۹۵۵، نیروی هوایی آمریکا بودجه پروژه را قطع کرد و تنها نمونه ساختهشده اوراق شد.
میراث یک رویای نیمهتمام
امروز دیگر اثری فیزیکی از این هلیکوپتر ۴۰ هزار پوندی باقی نمانده، اما تصاویر و ویدیوهایش همچنان یادآور دورهای هستند که مهندسان، بدون ترس از شکست، به دنبال تحقق رویاهای بزرگ بودند. هیوز XH-۱۷ شاید هرگز موفق نشد، اما بهخوبی نشان داد که مرزهای مهندسی چگونه جابهجا میشوند؛ حتی اگر نتیجه، تنها یک افسانهی پر سر و صدا در تاریخ باشد.
کد خبر 1015791 منبع: خبرآنلاین
-
غولی که ارتش آمریکا از صدایش هم ترسید ؛ ببینید | این هیولا می خواست آسمان را به زانو درآورد
-
ترامپ چگونه در تله خود گیر افتاد؟
-
کاخ سفید از این زن عصبانی است
-
10 نکته عجیب درباره اپستین
-
استناد به آیات قرآنی برای دفاع از مهاجران در نیویورک
-
فرزندان ترامپ پول پارو می کنند!
-
کاخ سفید علیه اپوزیسیونِ خارجنشین؛ ماچادو نباید حرف بزند!
-
عراقچی بمب اتمی ایران را معرفی کرد | آرایش نظامی آمریکا در منطقه ما را نمیترساند | نقطه ننگی را در تاریخ ایران ثبت کرده بودیم اگر…
-
تکرار قتل الهه حسیننژاد برای دختری دیگر ؛ ملیکای ۲۲ ساله قربانی جنایت مسافربر
-
در ارتباط با همسایگانمان، اشتباهات زیادی کردیم | آمدندبمباران کردند ما هم بمباران کردیم و ایستادیم
-
حجم برف در توچال را ببینید
-
اوسمار واقعا کار قشنگی کرد | او پرسپولیس را دوباره قهرمان میکند
-
فوری؛ عراقچی: امکان توافق هست | توضیح درباره زمان و مکان دور بعدی مذاکرات | روسیه و چین را در جریان مذاکرات قرار دادیم | واکنش به حضور فرمانده سنتکام
-
سینماگری که امروز در بهشت زهرا به خاک سپرده شد
-
حجم برف در توچال را ببینید
-
عیدی کارمندان افزایش یافت
-
بعضی از مارها چگونه یک سال غذا نمیخورند؟
-
سفر یکی از مقامات ارشد ایران به عمان | مذاکرات ایران و آمریکا سرعت میگیرد
-
اعتراض ساعت ۹ یا ۱۰ شب، یعنی کودتا | ما هم اشتباه کردیم و غافل شدیم | چرا یک جوان ایرانی باید امیدش به ترامپ یا آمریکا باشد
-
بارش برف چند متری در اینجا همه را خوشحال کرد؛ تصاویر بارش مداوم برف راببینید
-
اطلاعیه قوه قضاییه درباره اعلام جرم و بازداشت ۴ چهره سیاسی به اتهام حمایت از اسرائیل و آمریکا
-
آذر منصوری بازداشت شد
-
تولید ماهیانه ۳۰۰ موشک بالستیک در ایران | ادعاهای جنجالی دو رسانه اسرائیلی
-
مدافع استقلال از سفر به دبی بازماند